فريدون بن احمد سپهسالار
135
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
قطب الاوتاد و امان اللّه بين العباد ، جنيد ثانى و فقير ربانى ، مختار القلوب ، شيخ صلاح الدين زركوب قدس اللّه روحه العزيز ، مريد و خليفهء حضرت خداوندگار بود و از اهل صحبت مولانا شمس الدين . پيش از خلافت چلپى « 1 » حسام الدين رجوع همه مريدان به حضرت او بود و در زهد و ورع بىبدل بود و در مجاهده و تقوى بىمثل . معرفت الهى و علوم يقينى ، از راه نياز نه مجاز ، او را حاصل شده بود و به اعلاى مقامات اهل صدق منزل ساخته . بحرى بود زاخر و فقيرى بود كامل . هركه دست در ذيل كرم او ، كه حبل متين عبارت از آنست ، استوار كردى « 2 » از جملهء كاملان صاحبدل گشتى « 3 » . پيوسته مراقب نفس خويش كلمات بر سبيل ايجاز « 4 » فرمودى . از ابتداى حال به امانت و ديانت مشهور و بشغل زركوبى منسوب . سبب تجريد و توجه به بندگى حضرت خداوندگار آن بود كه روزى بر عادت در حجرهء خويش بمهم زركوبى مشغول بود . اتفاقا حضرت خداوندگار را آن روز شورى و حالتى عظيم بود . ناگاه از در حجرهء شيخ صلاح الدين درآمد و از حالتى كه داشت بر وزن و ضرب مطرقهء شيخ جست ، بسماع و حركت درآمد و بذوق ( و ) شوقى تمام مستغرق مىبود . شيخ صلاح الدين چون ديد كه حركت و سماع ايشان بر وزن ضرب مطرقهء « 5 » خويشست قطعا ساكت نشد و آن حالت را محافظت فرمود و از اتلاف زر نينديشيد . بعد از زمانى حضرت خداوندگار شيخ صلاح الدين را ستده ، بيرون آمد . شيخ صلاح الدين رحمة اللّه عليهما چون مدتى به حضرتشان صحبت فرمود و آئينهء درون خود را مصيقل كرد كمال نفس خود را به ارادت آن حضرت
--> ( 1 ) - در اصل : چلبى ( 2 ) - خ ل : كرد ( 3 ) - خ ل : كشت ( 4 ) - در اصل : انجاز ( 5 ) - خ ل : و مضربهء